خرید بک لینک

سال نود و شش هم شروع شد وارد بیست و نه سالکی می شم این آخرین باره که دهگان زندگی من عدد دو را تجربه خواهد کرد... پس به سمتش حرکت می کنیم تا ببینیم چی پیش میاد .... و زندگی می تواند ...

+ تاریخ | جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت | 23:46 نویسنده | چک نویس |

برچسب: نویسنده: الینا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 0:36

و ساعت هشت و نیم امروز بیست و دوم تیرماه بیست و نه ساله میشوم. همیشه ادم های سی تا سی و پنج ساله برام جذابترین ادم ها بودن. کودکیم رو دوس داشتم وقتی همش در حال بازی بودیم با بچه ها ... فوتبال؛ دوچرخه سواری و قایم باشک و بازی های زمانه ما . عاشق سگا بودم و بازی شورش که تک دختره اون بازی رو انتخاب کنم و بره همرو بزنه هنوزم میگم دلم میخواس قهرمان تکواندو بشم و هنوزم عاشق مسابقات رزمیم ... عاشق باربی

برچسب: بیست,گذشت, نویسنده: الینا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 0:36

حانیه دیروز مبارکه زنگ زد گفت حانیه متولد شده در پنج تیر بسیار با زرافش حال میکنه ... خوشحالم که کادوش بهش حال داده و شده بهترین هدیه تولدش ... یه خبر خوب بود که چیزی که میخرم به طرفم کمک میکنه یا انرژی خوبی بهش منتقل میکنه . + تاریخ | یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت | 8:38 نویسنده | چک نویس |

برچسب: حانیه, نویسنده: الینا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 0:36

; چرا هرکاری میکنیم به اون شخصی که دوس داریم نمیرسیم ... چرا تو هم رفتی ... کاش عشق اول ادم ها درست بود ؛ ادم ها هیچ وقتادمای اول نمیشن اما اگر از همون اول به پست هم بخورن اونم درست دیگه به سرنوشت ما دچار نمیشن ... حیف شد ازت خوشم میومد اما دسترسی بهت خیلی سخت بود شاید غیر قابل ممکن ... . میدونی چرا نمیرسم پس ... به هیچی نمیرسم ... انگار سومین ات

برچسب: نویسنده: الینا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 0:36

داشتم فکر می کردم در جذب ادم های خل و چل از همه جا مونده و بی هدف و مابین هزار راه مونده اعجوبم ... دیشب یه یارو که 15 تیر اومده بود خواستگاری بهم پیغام داده 22 روز از اون روز گذشته ... دلم نمیخواد جوابش رو بدم و دلم میخواد بلاکش کنم یا بزنم تو دهنش بگم شعور خانوادگیت در همین حده... واقعا این همه بیشعوری، گاهی احساس می کنم واژه بی شعوری هم متل بقیه واژه هامون داره بی معنی و بی رنگ و لعا

برچسب: اشغال,نباشیم, نویسنده: الینا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 0:36

مهرسای من تنها موجودی که دوسم داره و من از اعماق وجودم دوسش دارم فقط یک نفره ... اونم مهرساس ... الان دارم گریه میکنم دوست ندارم به سرنوشت من دچار بشی کاش زندگی برات قشنگ باشه کاش ازش لذت ببری من احساس خوشبختی ندارم ... من ادم خوشبختی نبودم هیچ وقت ... هیچ وقت ... وقتی از دستم دلخوری و گفتی مهناز من ابجی توام ... من احساس حقارت کردم که جلوی مسئول بانک گفتم دختر

برچسب: مهرسای, نویسنده: الینا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 0:36

صفحه بندی